تبليغاتX
یک نخ سیگار
ازیه اعدامی پرسیدند:آخرین خواستت؟گفت:یک نخ سیگار...
خیلی شوکه شدم....انتظارش را در این ایام نداشتم...دو روحانی بد موقعی ما را تنها گذاشتند.اولی آیت الله طالقانی بود که در اوایل انقلاب می توانست جلوی خیلی از انحرافات را بگیرد اما بدیار باقی شتافت و دیگری این بزرگوار که پشتیبانی برای حرکت سبز مردم ایران بود

راحش پر رهرو باد

با امام حسین محشور شود

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 13:41  توسط رحمان |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
حتک مکنم حتک می کنی حتک می کننننند!!!

ببینید دوستان من نمی خوام که اندر موارد حتک و اینکه چجوری صدا سیما تو این چند ماه شعرهای تند و تیز و بیخیالی طی می کرد و شعار نویسیهای تند رو ندیده می گرفته و حالا یهو یه تصویر رو لای تصاویر اعتراضات مونتاژ کرده و نشون داده صحبت کنم...

اصلا و ابدا کاری به این ژانگولر بازیهای صدا سیما ندارم....

به تظر من حرمت امام از وقتی زیر پا گذاشته شد که حرمت میراثش شکسته شد.

وقتی که سالها پیش و نه حتی در این انتخابات اخیر ، جمهوری اسلامی رو اونجور که خودشون خواستن تعریف کردن و آخر سر از دلش حکومت اسلامی رو در آوردن و اشتباهی زمانه را زمانه امام علی و رهبر را به مثابه امام علی در نظر گرفتند...

خطای بزرگ آنجا بود عزیزان ...این فیلمها که دیگر مشخص است برای چه برنامه هایی پخش می شوند.می خواهند به عاشورا نرسیده مساله جمع شود...اما فکر نمی کنند که این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 0:28  توسط رحمان |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

بیاد تمامی شهیدان بی نام ونشان ایران زمین دقیقه ای سکوت شایسته است.

خاطره داریوش و پروانه و یادمان تمام شهدای ایران زمین که در راه دفاع از انسانیت ٬سرزمین و ملت خود جان فشانی کرده اند گرامی باد

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 18:24  توسط رحمان |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دنیا به کام ما خواهد شد هرچند به سختی ُ٬هرچند با مشقت....دنیا به کام ما خواهد شد حتی اگر یک روز از عمرمان باقی مانده باشد....دنیا !!!منتظر باش ما در راهیم
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 18:1  توسط رحمان |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

من عاشق رافت اسلامی هستم اونم ازنوع  دولتیه،ایرانیه،دادستانیش...

برای تفهیم ماجرا به متن نامه مکتشفه زیر  دقت کنید.لازم به ذکر است این نامه را یکی از اشخاص خیلی کلفت ما به یکی دیگر از اشخاص خیلی کلفت اونا نوشتن:

بردار اجنبی عزیزم

قربان گردن کلفتت برم الهی

این چند وقته ما پیگیر رابطه برخی از دول خارجی در مورد روشهای شیوع بیماری مخملک اچ یک ان پنج در ایران بودیم و برای کشف ریشه های آن چند تا آدم گردن کلفت فرستادیم فرودگاه  که یک دخترک فرانسوی رو به جرم ایمیل کردن عکسهای اعتراضات به دوستاش بازداشت کنن و بعدش ولومvolume  صدا رو تا جایی که می تونیم بالا بردیم و عربده کشیدیم آی ی ی ی ی ی نفس کش ش ش ش ش.دلیل این کار هم فقط این بود که کسانی که در داخل دچار بیماری مخملک اچ یک ان پنج شدن بتمرگن سر جاشون و خفه خون بگیرن .

البته اینکار در راستای افشای عملیات شیوع بیماری مخملک اچ یک ان پنجی انجام میگیره که کشور دوست و سازنده پژو 405 ، 206 ،پرشیا و... بشکل پیچیده و مرموز و کثیف و پلید و ناجوانمردانه و ....(خسته شدم خودتون چند تا فحش ناموسی اضافه کنید)داره اونو انجام می ده(و از حساب سایر دول فخیمه دوست و پدرسوخته جداست) و ما می خوایم  اونا بفهمن که باید دوستیشون رو با ما بیشتر کنن و در این راستا قطعات ال 90 رو هرچه سریعتر برای ما ارسال کنن و گرنه امکان داره این دخترک فرانسوی در حالیکه در بازداشته از یکی از بروبچ خوشش بیاید و ما برای افزایش عمق رافت اسلامی خانمی رو به عقد موقت یادائم یکی ازعزیزان  مخلص مجهول الهویه در بیاریم و دور از جون این دو پرنده عاشق ناچار شن تو زندان شب زفافشون رو بگذرونن و اینکار بهونه به دست چند تا شیخ ریش سفیده نفر چهارمی بده که نامه دروغین بنویسن و بگن تو زندانهای ما اله بله جیمبله(بابا استغفرالله)...

 و باقیش رو هم که خودتون می دونید.

نهایت امر برادران فرانسوی ،مامی دونیم که این استعمار پیر یادتون داد که همچین جواب عربده ما رو با توپ تشر بدید که ما سریعا دوز رافت اسلامیمون رو over کنیم و ریس جون رو علیرغم اینکه خیلی داشت اینجابهش خوش می گذشت ،آزاد کنیم. اما این رو بدونید و مطمین باشید که آزاد شدن خانمی اصلا ربطی به غش و ضعف و ترس عوض شدن رنگ پوشک ما نداره .

ولیکن همانگونه که شما می دانید ما در سال اصلاح الگوی مصرف هستیم و بعد از اینکه در مقابل تمام فشارهی شما  با رشادت و مقاومت مثال زدنی اقدام به خرج کردن مقادیر زیادی رافت اسلامی نمودیم و با در نظر گرفتن میزان رافتی که باید تا آخر دوران ریاست جمهوری محترم ذخیره کنیم برای صادرات به سایر کشورهای استعماری و یاو ه گو !!!!به ناچار میزان مصرف داخلی آنرا باید کاهش داده و مجبوریم این چند نفر هموطنی که الان چهل پنجاه روزه رفتن تو هولوف دونی رو ٬بدون اینکه حتی خانوادهاشون بفهمن ما اونا رو کدو م گوری بردیم در همون گور ،گور به گور کنیم و اونا اصلا حالا حالا ها به فکر آزادی و استفاده از هر گونه مشتقات رافت اسلامی نباشن .

قربان شما مسول توزیع رافت اسلامی در اینجا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 14:9  توسط رحمان |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
بی مقدمه

مراسم تنفیذ حاوی نکات جالبی بود.

اول اینکه چهرهای غایب بر تمام چهرهای حاضر سایه افکنده بود.از بیت خمینی و رفسنجانی و برخی خبرگان رهبری گرفته تا شخص خاتمی و کروبی و برخی رجل سیاسی عضو مجمع تشخیص و ... از قرار کفه ترازو هر روز سنگین تر از دیروز می شود.

دوم اینکه همه دست بوسی پرزیدنت را در ۴ سال پیش خوب بیاد دارند اما انگار سرمازدگی مانع دست بوسی شد و سریال قهر با بابا ادامه دارتر تر شد.

و اما از همه اینها که بگذزیم در جایی که دوربین از آن غافل بود خیابانهای تهران دیدنی تر از همیشه و مملو از نیروهای نظامی و انتظامی تنفیذ را اسکورت می کردند.

و خنده دار اینکه این قصه ادامه دارد 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 16:50  توسط رحمان |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

این روزها توی کوچه و خیابون بحث زیاد می شود که آقا دیدید چی شد...احمدی تو روی خامنه ای هم ایستاد و نمک خوردو نمکدان شکست .... و ال شد و بل شد!!!

از آن طرف برای تاکید بروز اختلاف بین رهبر و ریس جمهورش می گویند ببین که وزیرای مورد تایید خامنه ای رو انداخت بیرون و با مجلس هم دعواش بالا گرفته سر رای اعتماد مجدد دولت و ....یکسری موارد رو مسلسل وار ردیف می کنند که آری اینچنین است ای برادر!

به نظر من این برخوردهای بین قدرتی در عین اینکه سیاه بازی حساب می شوند برای اینکه فضای خبری را کمی منحرف کنند (کما اینکه می کنند)بدون دلیل و گتره ای هم نیستند.

ببینید که چه اتفاقاتی در ۴۰ روز اخیر افتاده.انتخاباتی برگزار شده گروهی به آن معترض شدند و تقاضای بررسی در آن را داشته اند و برای نشان دادن عزم خود در پیگیری مساله تظاهرات سکوت تشکیل دادند.اما از همان ابتدا ساختار مقابل با تحکم برخورد خود را آغاز کرد(که البته برای همه مشخص بود که برخورد خواهد شد چرا ؟چونکه مانور اقتدار بی دلیل آغاز نشده بود و طراحان برنامه انتخابات می دانستند چه می کنندو چه می خواهد بشود).از قضا آنهایی که برخورد کردند با دستور یا بی دستور به قصد کش مردم را ترکاندند و پیش خود حساب کردند یکبار برای همیشه قضیه را جمع می کنیم و مردم هم مثل ۱۸ تیر میرن تو خونهاشون و در نمیان.خوب اما اینجور نشد و مردم بازم اومدن به کوچه ها و این روند ۴۰ روزه با افت و خیز ادامه داره.(اینکه چه شد که در ۱۸ تیر جوانان سلاخی شدند وحرکت خفه شد و لی الان نه هم باز جای تحلیل شرایط را دارد)

در این وضعیت برای تیم برخوردگران و روساشان مسجل شده که این بحران ها به این زودیها سر به آرامش نخواهد گذاشت و برای برخورد با آن باید از شیوههای پیچیده تری استفاده کرد.حالا بحث برخوردها بماند که چگونه می خواهند برنامه ریزی کنند ومن نمی دانم نه بلدم !!!

اما

از سوی دیگر چون امکان در خطر قرار گرفتن اصل نظام (ولایت مطلقه فقیه)خیلی بالا گرفته است پس تنها راه جدا کردن حساب رهبر از تیم هدف یعنی ریس جمهورش بود که در صورت لزوم راحتتر بتوان مساله را جمع کرد و به ساختارهای نظام کمتر آسیب وارد شود.همگان در عرصه جامعه پس از بیانیه های رهبر و خطبه های نماز جمعه ی او و تاکید خود رهبر مبنی بر پسندیدن راه احمدی نژاد حساب مسیر طی شده این دورا یکی می دانند.

و به نظر من این مساله اساس بوجود آمدن سناریوی اختلافات  فوق است .

اما از این مساله که بگذریم گروهی از مخالفتها با دولت به جنگ درون قدرت راست با راست بر می گردد.مجلسیان ٬موتلفه ایان ٬جامعه اسلامی مهندسان و امثالهم که به دنبال کسب سهمی از قدرت بوده اند و هم اکنون بوی آن در فضا پیچیده که سرشان بی کلاه خواهد ماند هم به تکاپو افتاده اند برای فشار وارد کردن بر دولت که این را هم در زمره اختلاف نظر های مقطعی باید قرار داد و بالاخره یک لقمه ای می پیچند برا یآنها و این جماعت بی عار هم سرجایشان می نشینند.پس این دست دعواها فقط جنگ زرگری است و زیاد قابل توجه نیست مگر با حکمی آغاز شود که همه می دانند آن حکم از کجا باید بیاید ...

والسلام

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 10:22  توسط رحمان |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
خبر اول اینکه

میرحسین و کروبی بر سر مزار شهیدان می روند...پنج شنبه ساعت ۴ بعد از ظهر...

و من از عدم صدور مجوز برای گردهمایی سوگواران در مصلی ،متحیرانه به حماقت دولتیان می نگرم ...

خبری خواندم در مورد نامه ای که احمدی نژاد به هاشمی شاهرودی نوشت برای آزاد کردن زندانیان و برخوردهمراه  با رافت اسلامی با زندانیان!!!

در جوابش فقط یک جمله به مغزم خطور کرد

بابا این دیگه مردم رو خیلی خر فرض کرده

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 18:13  توسط رحمان |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
به نقل از قلم میرحسین و کروبی تقاضای برپایی تجمعی بدون سخنرانی و بدون شعار و فقط برای یادبود چهلمین روز شهادت جوانان این مرزو بوم را از وزارت کشور کرده اند.محل این تجمع مصلی تهران و ساعت آن ۱۸ در روز پنج شنبه همین هفته خواهد بود.اما اینکه مجوز دریافت کنند نمی دانم!!!

ره رو آن است که آهسته و پیوسته رود

رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 21:21  توسط رحمان |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
۲۹ سال پیش در چنین روزی از دماغ فیل افتادم!!!!

نمی دونم شاید هم تخم دو زرده گذاشتم!!!

یا اصلا برج پیزا وقت تولدم کج شد!!

شایدم آسمون تپید!

اما

انگار هیچ اتفاقی نیفتاد

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 21:3  توسط رحمان |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
یک نخ سیگار رو فیلتر کردن تا به همه ثابت بشه سیگار برای سلامتی مضره!
اما من به سلامتی کنت وینستون مارلبرو و بهمن سویسی یک نخ سیگار دو رو راه انداختم تا بگم به آخرین خواسته یک اعدامی باید احترام گذاشت.
خوش اومدید...خاکه سیگار رو روی موکت نریزید!!!

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مرداد 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
آرشیو موضوعی
طنز
شخصی
سیاسی
اجتماعی
فرهنگی
تاریخ
تحلیل
اخبار
از سایتهای دیگر
پیوندها
یک نخ سیگار در مسابقه وبلاگها
روزمرگیهای من
دلتنگیهای کسی شبیه خودم
آنچه اصل است از دیده پنهان است
مشقهای من
خاطرات یک تدوینگر
روزگار ایران
یک دختر جوان
سایه جنون
سینمای نوین
اصلاح طلبان خوزستان
وبلاگ خبری
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
* ایران آزاد*
این آوای من است
سمیرامیس
پویاهه
شرجی
بوف کور
*من وتو،درخت وبارون*
من وپالمال
من از نهایت شب حرف می زنم
من حرف دارم
خیابان از تو گذشته بود
دانشجویان پیام نور گناوه
سیاسی خبری تحلیلی
مسافر صحرا
*نوشته*
نبضهای بی ستاره
تاریکخانه
ایران پرس
*میرزا بنویس*
تیرخلاص
کاش می شد بیایی
اقتدار ملی
بالاخونه
*گوشه ی دل*
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM