تبليغاتX
یک نخ سیگار
ازیه اعدامی پرسیدند:آخرین خواستت؟گفت:یک نخ سیگار...

من عاشق رافت اسلامی هستم اونم ازنوع  دولتیه،ایرانیه،دادستانیش...

برای تفهیم ماجرا به متن نامه مکتشفه زیر  دقت کنید.لازم به ذکر است این نامه را یکی از اشخاص خیلی کلفت ما به یکی دیگر از اشخاص خیلی کلفت اونا نوشتن:

بردار اجنبی عزیزم

قربان گردن کلفتت برم الهی

این چند وقته ما پیگیر رابطه برخی از دول خارجی در مورد روشهای شیوع بیماری مخملک اچ یک ان پنج در ایران بودیم و برای کشف ریشه های آن چند تا آدم گردن کلفت فرستادیم فرودگاه  که یک دخترک فرانسوی رو به جرم ایمیل کردن عکسهای اعتراضات به دوستاش بازداشت کنن و بعدش ولومvolume  صدا رو تا جایی که می تونیم بالا بردیم و عربده کشیدیم آی ی ی ی ی ی نفس کش ش ش ش ش.دلیل این کار هم فقط این بود که کسانی که در داخل دچار بیماری مخملک اچ یک ان پنج شدن بتمرگن سر جاشون و خفه خون بگیرن .

البته اینکار در راستای افشای عملیات شیوع بیماری مخملک اچ یک ان پنجی انجام میگیره که کشور دوست و سازنده پژو 405 ، 206 ،پرشیا و... بشکل پیچیده و مرموز و کثیف و پلید و ناجوانمردانه و ....(خسته شدم خودتون چند تا فحش ناموسی اضافه کنید)داره اونو انجام می ده(و از حساب سایر دول فخیمه دوست و پدرسوخته جداست) و ما می خوایم  اونا بفهمن که باید دوستیشون رو با ما بیشتر کنن و در این راستا قطعات ال 90 رو هرچه سریعتر برای ما ارسال کنن و گرنه امکان داره این دخترک فرانسوی در حالیکه در بازداشته از یکی از بروبچ خوشش بیاید و ما برای افزایش عمق رافت اسلامی خانمی رو به عقد موقت یادائم یکی ازعزیزان  مخلص مجهول الهویه در بیاریم و دور از جون این دو پرنده عاشق ناچار شن تو زندان شب زفافشون رو بگذرونن و اینکار بهونه به دست چند تا شیخ ریش سفیده نفر چهارمی بده که نامه دروغین بنویسن و بگن تو زندانهای ما اله بله جیمبله(بابا استغفرالله)...

 و باقیش رو هم که خودتون می دونید.

نهایت امر برادران فرانسوی ،مامی دونیم که این استعمار پیر یادتون داد که همچین جواب عربده ما رو با توپ تشر بدید که ما سریعا دوز رافت اسلامیمون رو over کنیم و ریس جون رو علیرغم اینکه خیلی داشت اینجابهش خوش می گذشت ،آزاد کنیم. اما این رو بدونید و مطمین باشید که آزاد شدن خانمی اصلا ربطی به غش و ضعف و ترس عوض شدن رنگ پوشک ما نداره .

ولیکن همانگونه که شما می دانید ما در سال اصلاح الگوی مصرف هستیم و بعد از اینکه در مقابل تمام فشارهی شما  با رشادت و مقاومت مثال زدنی اقدام به خرج کردن مقادیر زیادی رافت اسلامی نمودیم و با در نظر گرفتن میزان رافتی که باید تا آخر دوران ریاست جمهوری محترم ذخیره کنیم برای صادرات به سایر کشورهای استعماری و یاو ه گو !!!!به ناچار میزان مصرف داخلی آنرا باید کاهش داده و مجبوریم این چند نفر هموطنی که الان چهل پنجاه روزه رفتن تو هولوف دونی رو ٬بدون اینکه حتی خانوادهاشون بفهمن ما اونا رو کدو م گوری بردیم در همون گور ،گور به گور کنیم و اونا اصلا حالا حالا ها به فکر آزادی و استفاده از هر گونه مشتقات رافت اسلامی نباشن .

قربان شما مسول توزیع رافت اسلامی در اینجا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 14:9  توسط رحمان بهمنی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
بی مقدمه

مراسم تنفیذ حاوی نکات جالبی بود.

اول اینکه چهرهای غایب بر تمام چهرهای حاضر سایه افکنده بود.از بیت خمینی و رفسنجانی و برخی خبرگان رهبری گرفته تا شخص خاتمی و کروبی و برخی رجل سیاسی عضو مجمع تشخیص و ... از قرار کفه ترازو هر روز سنگین تر از دیروز می شود.

دوم اینکه همه دست بوسی پرزیدنت را در ۴ سال پیش خوب بیاد دارند اما انگار سرمازدگی مانع دست بوسی شد و سریال قهر با بابا ادامه دارتر تر شد.

و اما از همه اینها که بگذزیم در جایی که دوربین از آن غافل بود خیابانهای تهران دیدنی تر از همیشه و مملو از نیروهای نظامی و انتظامی تنفیذ را اسکورت می کردند.

و خنده دار اینکه این قصه ادامه دارد 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 16:50  توسط رحمان بهمنی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

این روزها توی کوچه و خیابون بحث زیاد می شود که آقا دیدید چی شد...احمدی تو روی خامنه ای هم ایستاد و نمک خوردو نمکدان شکست .... و ال شد و بل شد!!!

از آن طرف برای تاکید بروز اختلاف بین رهبر و ریس جمهورش می گویند ببین که وزیرای مورد تایید خامنه ای رو انداخت بیرون و با مجلس هم دعواش بالا گرفته سر رای اعتماد مجدد دولت و ....یکسری موارد رو مسلسل وار ردیف می کنند که آری اینچنین است ای برادر!

به نظر من این برخوردهای بین قدرتی در عین اینکه سیاه بازی حساب می شوند برای اینکه فضای خبری را کمی منحرف کنند (کما اینکه می کنند)بدون دلیل و گتره ای هم نیستند.

ببینید که چه اتفاقاتی در ۴۰ روز اخیر افتاده.انتخاباتی برگزار شده گروهی به آن معترض شدند و تقاضای بررسی در آن را داشته اند و برای نشان دادن عزم خود در پیگیری مساله تظاهرات سکوت تشکیل دادند.اما از همان ابتدا ساختار مقابل با تحکم برخورد خود را آغاز کرد(که البته برای همه مشخص بود که برخورد خواهد شد چرا ؟چونکه مانور اقتدار بی دلیل آغاز نشده بود و طراحان برنامه انتخابات می دانستند چه می کنندو چه می خواهد بشود).از قضا آنهایی که برخورد کردند با دستور یا بی دستور به قصد کش مردم را ترکاندند و پیش خود حساب کردند یکبار برای همیشه قضیه را جمع می کنیم و مردم هم مثل ۱۸ تیر میرن تو خونهاشون و در نمیان.خوب اما اینجور نشد و مردم بازم اومدن به کوچه ها و این روند ۴۰ روزه با افت و خیز ادامه داره.(اینکه چه شد که در ۱۸ تیر جوانان سلاخی شدند وحرکت خفه شد و لی الان نه هم باز جای تحلیل شرایط را دارد)

در این وضعیت برای تیم برخوردگران و روساشان مسجل شده که این بحران ها به این زودیها سر به آرامش نخواهد گذاشت و برای برخورد با آن باید از شیوههای پیچیده تری استفاده کرد.حالا بحث برخوردها بماند که چگونه می خواهند برنامه ریزی کنند ومن نمی دانم نه بلدم !!!

اما

از سوی دیگر چون امکان در خطر قرار گرفتن اصل نظام (ولایت مطلقه فقیه)خیلی بالا گرفته است پس تنها راه جدا کردن حساب رهبر از تیم هدف یعنی ریس جمهورش بود که در صورت لزوم راحتتر بتوان مساله را جمع کرد و به ساختارهای نظام کمتر آسیب وارد شود.همگان در عرصه جامعه پس از بیانیه های رهبر و خطبه های نماز جمعه ی او و تاکید خود رهبر مبنی بر پسندیدن راه احمدی نژاد حساب مسیر طی شده این دورا یکی می دانند.

و به نظر من این مساله اساس بوجود آمدن سناریوی اختلافات  فوق است .

اما از این مساله که بگذریم گروهی از مخالفتها با دولت به جنگ درون قدرت راست با راست بر می گردد.مجلسیان ٬موتلفه ایان ٬جامعه اسلامی مهندسان و امثالهم که به دنبال کسب سهمی از قدرت بوده اند و هم اکنون بوی آن در فضا پیچیده که سرشان بی کلاه خواهد ماند هم به تکاپو افتاده اند برای فشار وارد کردن بر دولت که این را هم در زمره اختلاف نظر های مقطعی باید قرار داد و بالاخره یک لقمه ای می پیچند برا یآنها و این جماعت بی عار هم سرجایشان می نشینند.پس این دست دعواها فقط جنگ زرگری است و زیاد قابل توجه نیست مگر با حکمی آغاز شود که همه می دانند آن حکم از کجا باید بیاید ...

والسلام

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 10:22  توسط رحمان بهمنی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
خبر اول اینکه

میرحسین و کروبی بر سر مزار شهیدان می روند...پنج شنبه ساعت ۴ بعد از ظهر...

و من از عدم صدور مجوز برای گردهمایی سوگواران در مصلی ،متحیرانه به حماقت دولتیان می نگرم ...

خبری خواندم در مورد نامه ای که احمدی نژاد به هاشمی شاهرودی نوشت برای آزاد کردن زندانیان و برخوردهمراه  با رافت اسلامی با زندانیان!!!

در جوابش فقط یک جمله به مغزم خطور کرد

بابا این دیگه مردم رو خیلی خر فرض کرده

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 18:13  توسط رحمان بهمنی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
به نقل از قلم میرحسین و کروبی تقاضای برپایی تجمعی بدون سخنرانی و بدون شعار و فقط برای یادبود چهلمین روز شهادت جوانان این مرزو بوم را از وزارت کشور کرده اند.محل این تجمع مصلی تهران و ساعت آن ۱۸ در روز پنج شنبه همین هفته خواهد بود.اما اینکه مجوز دریافت کنند نمی دانم!!!

ره رو آن است که آهسته و پیوسته رود

رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 21:21  توسط رحمان بهمنی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
۲۹ سال پیش در چنین روزی از دماغ فیل افتادم!!!!

نمی دونم شاید هم تخم دو زرده گذاشتم!!!

یا اصلا برج پیزا وقت تولدم کج شد!!

شایدم آسمون تپید!

اما

انگار هیچ اتفاقی نیفتاد

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 21:3  توسط رحمان بهمنی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سلام

مطلب قبلی وبلاگ رو اگر نخوانده اید عیبی نداره اما به تاریخ درج آن دقت کنید:۱۷ دی

تقریبا چهار روز قبل از تاریخ درج مطلب قبل ستاد جوانان حامی خاتمی در خوزستان بعد از انتخاباتی شکل گرفت و ما هم که خبر داشتیم از اختلافات و افتراغات بین اعضای اصلاح طلب این ستادبا تمام توان سعی کردیم در جهت حل اختلافات با دوستان گفتگو کنیم....اما

در این تقریبا دو ماه تمام تلاشهای کسانی که به نحوی از دور و نزدیک دستی بر آتش فعالیت سیاسی و اجتماعی و ... در خوزستان داشتند بی نتیجه ماند تا در هفته گذشته بیانیه ای صادر شد و گروهی از اعضای این ستاد که خود را اکثریت می نامیدند !!! استعفا داده و این استعفانامه را مانند اعلامیه در همه جا توزیع کردند!!!.

فارغ از تمام مسایلی که پشت پرده است و فکر نمی کنم که صلاح بر بازگویی آنها باشد فکر می کنم که دیگر واقعا نمی توان به آخر عاقبت اصلاح طلبی از مدل فرصت طلبی امیدوار بود.

باید خط جدیدی گشود ...

خطی به دور از فرصت طلبی و دعواهای شخصی ٬خطی به دور از منیت ها و قدرت طلبیها ٬خطی به دور از چاپلوسی و ....

اما گشودن این خط از عهده ی چه کسی ساخته است؟؟؟

جواب به آن سخت است و باید دید در میان این خط شکنان کدامیک ظرفیت انتقاد و ایستادن در مقابل خودیها و غیر خودیها را دارد.

انسان در زمان مبارزه دشمن را در روبروی خود قرار می دهد و با تمام توان برنامه ریزی می کند در جهت رسیدن به برتری بر رقیب و دست یافتن به اهداف خود.اما اما این  فعالان هم عصر ما چه در هشت سال اصلاحات که سوار اسب مراد بوده اند و چه در دوران پیش رو(که با خرابکاری پرزیدنت خیلی امیدوار شده اند مجددا از اسب مذکور سواری بگیرند) بدترین ضربه ها را به جنبش اصیل مردم و منافع ملی ایرانیان وارد کره و خواهند کرد .

ادامه این مسیر با این شرایط به هیچ وجه درست نیست...

واقعا باید راهی گشود

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 15:12  توسط رحمان بهمنی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

جمعه کنگره ستاد حامیان جوان سید محمد خاتمی در استان خوزستان(بعنوان هفدهمین استان) برگزار شد. این جریان در نوع خودش به اعلام رضایت خاتمی برای حضور در عرصه رقابت انتخاباتی تعبیر می شود.

{اگر که به انتقادات تند کرباسچی از خاتمی و مطلبی که کروبی در مصاحبه اخیر خودش با عنوان آمدن خاتمی شروع اختلافات بین اصلاحطلبان هم توجه کنیم تقریبا می توان مطمئن شد که خاتمی می خواهد بیاید و این تلاشهای آخر مخالفان برای منصرف کردنش از اعلام کاندیداتوریست.}

در ادامه این برآیند حزب مشارکت تصمیم به تشکیل ستاد مذکور در تمام استانها با یاری همه ی تشکلهای سیاسی فعال در استانها گرفته که در نوع خودش حرکت نیکوییست.

امیدوارم که این مسیر پر سنگلاخ علی رغم مشکلاتی که در ابتدای اون به چشم میومد به سرانجام خوبی برای جریان اصلاح طلبی ایران منجر بشه....

همه امیدوارم

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 15:34  توسط رحمان بهمنی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دوستان عزیز خبر

 

خبر دارم .......خبر

بیاید میدان شهر......

یاد مدرسه موشها افتادم ..... اونایی که مثل ما نوجوانیشون رو تو اواخر دهه ۶۰ گذروندن قصه مدرسه موشها رو باید به خاطر داشته باشند.

اونجا گربه ی سیاه بود که برای نابود کردن شهر موشها قصه می ساخت و اینجا مجلس هشتم برای نابودی همین شبه دموکراسی نیم بند گربه رقصونی می کند....

القصه:

در خبرها خواندم که مجلس مصوبه ای را به شورای نگهبان خواهد فرستاد که در آن حق نظارت بر تعداددیگری از دستگاههای نظام ٬از مجلس سلب خواهد شد.

این دیگر نوبرش است به خدا..........دلیلش رو نمی دانم چیست!!!

شاید مجلسیان مشغله کاری زیاد دارند و به کار نظارت نمی رسند.

شاید هم دنگ و فنگ زندگی بر ایشان فشار می آورد.(...نمیدونم ممکنه دنبال پرداخت اقساط وام ۱۰۰ ملیونیشون هستن)

هرچه باشد و نباشد اگر شورای نگهبان این مصوبه را تایید کند از این پس مجلس حق تحقیق و تفحص از شورای نگهبان ٬مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام را نخواهد داشت.

این از ثمرات مجلس فرمایشی و ریس مجلس دست نشانده است.آخر یکی نیست به این جماعت بگه شما مگر چه می کنید برای وکلایتان که با قانون  سازی اینچنینی حق وکلای آینده مردم را هم ضایع می کنید.مگر شورای نگهبان به راحتی از خیر چنین امتیازی می گزرد که مجدد این حق را به مجلس باز گرداند؟

واقعا باید گفت

این مرده رو .......تورو خدا........ توی گور بگذارید که دیگه بوش داره همه رو خفه می کنه.......

اصل خبر رو به نقل از بی بی سی بخونید:

 

مجلس ايران امکان تحقيق و تفحص از سه نهاد را از خود سلب کرد، بی بی سی

نمايندگان مجلس شورای اسلامی در ايران به طرحی رای داده اند که بر اساس آن مجلس نمی تواند از شورای نگهبان، مجلس خبرگان، مجمع تشخيص مصلحت نظام و پرونده هايی که ماهيت قضايی دارد، تحقيق و تفحص کند.

اين مصوبه برای تامين نظر شورای نگهبان در ادامه تغيير آيين نامه داخلی مجلس صورت گرفته است.بر اساس مصوبه سه شنبه بيست و ششم آذر، دستگاههايی را که زير نظر رهبر جمهوری اسلامی اداره می شود فقط با اجازه او می توان مورد تحقيق و تفحص قرار دارد.

اين اصلاحيه در صورتی که از سوی شورای نگهبان تاييد شود به صورت قانون درخواهد آمد.

پيش از اين برخی از نمايندگان به اين مصوبه اعتراض کرده بودند. اين گروه از نمايندگان معتقدند که شورای نگهبان نبايد از تحقيق و تفحص مستثنی می شد و حداقل شش نفر از ۱۲ عضو اين شورا را مجلس با رای اعتماد به آنها تعيين می کنند و به همين دليل نبايد تنها ابزار نظارتی بر شورای نگهبان و افرادی که با رای مجلس انتخاب شدند را محدود کرد.

مطابق قوانين ايران و آيين نامه داخلی مجلس، نمايندگان مجلس در ايران به جز وظيفه قانونگذاری، مسئوليت نظارتی نيز دارند و از طريق سئوال و استيضاح از وزيران و رئيس جمهوری و همچنين تصويب طرح های تحقيق و تفحص می توانند وظيفه نظارتی خود را انجام دهند.

با اصلاحيه ای که نمايندگان مجلس روز سه شنبه از تصويب گذراندند، عملا امکان نظارت خود را از سه نهاد شورای نگهبان، مجلس خبرگان، مجمع تشخيص مصلحت و پرونده هايی که ماهيت قضايی دارد، به شکل قانونی از خود سلب کردند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 10:32  توسط رحمان بهمنی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

خوب رضا جان

یک مقدار بحث مفصلی می طلبه پاسخ سوالات تو...

واقعیت اینه که شرایط جامعه ما به هیچ وجه با شرایط یک جامعه مدرن قابل مقایسه نیست.زایش در جایی وجود داره که رحم امنی موجود باشه.تولید در کنار توسعه و امنیت روابط گسترده جهانی سرو سامان می گیره.اما در ایران ما بر خلاف نام ساختار حکومتش واقعیت جاری یک دیوان سالاری شبه دموکراتیک هست.

در ایام دانشجویی خیلی از دوستان سرخورده شدن مثل خود من....خیلی ها رها کردند شرایط عمل را و خیلی دیگر ترجیح دادند که زندگی خود را بسازند بجای ساختن یک جامعه پویا.

غافل از اینکه زندگی در چنین جامعه فلک زده ای در یک روز نا میمون طالعی نحس برای آنها رغم خواهد زد و آرامش و آسایش زندگی ایشان را دست خوش نا ملایمات اجباری خواهد کرد.برای من ایرانی ٬که راهی جز زندگی و علاقه ای جز ادامه حیات در این آب و خاک ندارم ٬تلاش نکردن برای تغییر ساختارهای ناقص موجود حکم بر قبولی زندگی کردن در لجنزار معتفن فعلی رارقم خواهد زد.

در چنین شرایطی اقدام برای تغییر از دو مسیر ٬میسر خواهد بود:

۱-از حرکتهای درونزا

۲-از فشارهای برونزا

حالت اول خود گزینه هایی دارد:

الف-انقلاب

ب-شورش

ج-اصلاح طلبی

و...

فشارهای برونزا هم :

الف-مداخله مستقیم ابر قدرت نظامی(مدل عراق و افغانستان)

ب-مدخله با واسطه قدرت جهانی(مدل ایران مصدق و شیلی آلنده)

ج-مدل حمایت از تجزیه طلبان (مدل نیکاراگویه)

و...

برای من وچون تویی که درسی خواندیمُ عرق ملیی داریم  و دستی زدیم بر فعالیت ٬ شرایط برونزا قابل قبول نیست.

اما شرایط درونزا هم کم و بیش تجربه شده است...شورشی چون قضیه تنباکو را داشتیم و انقلاب مشروطه و انقلاب ۵۷ و....

ثمره تمام حرکات رادیکال بدون توجه به ظرفیت جامعه (چه در ایران و چه در دیگر کشورهای جهان)نه بهتر کردن فضای گذشته و بلعکس تعمیم هرج و مرج به جامعه بوده است.در این فضا ها ما از خواست واقعی مردم و فعالان اجتماعی دورتر و دورتر شده ایم تا....

در زمان اصلاحات فضای خوبی برای بازسازی نهادهای جامعه مدنی که می توانند انتقال دهنده اصول٬دانش و حافظه تاریخی ٬و محفلی برای علاقه مندان به اصلاح ساختارهای اجتماعی باشند پدید آمد .اما اشتباه تاریخی بخشی از اصلاح طلبان مثل خود خاتمی وکند رویها و تند رویها یی باعث شد به راحتی تمام دستاوردها نابود شود و تمام رشته ها پنبه شود(البته اصلا به دنبال متهم کردن هیچکس نیستم بلکه باید پذیرفت که آن دوران هم یک تجربه بوده با تمام خوبیها و بدیهایش).در این میان اشتباه اصلی به گروهی باز می گشت که سطح توقع امثال من را بالا برده بودند و به گروهی دیگر که از ترس شورش در جهت اصلاح قوانینی مانند نظارت استصوابی اقدام نکردندبدنبال مقابله با مفاسد اقتصادی نرفتند و خود اسیر فساد قدرت شدند.اینهاوصدها مساله دیگر که در مطالب مختلف خودم به آنها اشاره کرده ام در به نتیجه نرسیدن تلاشهای دوران ۸ ساله فعالان جامعه ایران موثر بود.

اما....

بدتر ین بخش تجربه ما این بود که گروهی مردم را به عدم شرکت در انتخابات و انفعال ترغیب کردند گویی که انگار عدم رای مردم باعث اسقاط این ساختار می گردد...وحتی اگر می خواستند چنین کنند و با هماهنگی تمام مردم چنین عملی را برنامه ریزی کنند هیچ استراتژی و تاکتیک خاصی را برای این جدال طرحریزی نکرده بودند...ونتیجه آن شدکه مردم سرخورده در یک سردرگمی استراتژی به سراغ پوپولیسم گفتاری پرزیدنت رفتند.

هرچقدر رای مردم بی فایده باشد اما می تواند از حضور امثال پرزیدنت جلوگیری کند...هرچقدر ریاست جمهورهای ما تدارکاتچی باشند باز بین نابود کردن تولید و اقتصاد و امنیت اجتماعی و یا تقویت تولید و توسعه اقتصادی و تاثیر آن در زندگی مردم تفاوت وجود دارد...

جریان اصلاحات توان تولید نداشته چون تلاشهایش برای ساختار سازی شکست خورد.تلاشهایش برای تغییر نظام آموزش و پرورش شکست خورد...اما در شرایط کنونی با توجه به مصاحبه ها سخنرانی ها و ....موجود بر خلاف ۸ سل پیش که بدون برنامه مدون دولت در دست جماعت اصلاح طلب افتاد برنمه هایی در حال تدوین است ک حداقل فضا را برای رشد و نمو نیروهای دگر اندیش مهیا تر کند.جریان اصلاح طلبی با ۲ سال و ۴ سال به نتیجه نمیرسد.اگر بعد از ۱۲ سال بتوانیم به یک ساختار دموکراتیک با شاخصهای قابل قبول توسعه در زمینه اقتصاد فرهنگ و سیاست برسیم باید کلاه خودرا بالا بیندازیم...در حال حاضر هرکسی که بتواند بستر مناسبی برای شکل گیری ساختارهای اولیه را مهیا کند باید حمایت شود...میخواهد خاتمی باشد معین باشد و یا کروبی و رفسنجانی.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 17:8  توسط رحمان بهمنی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
یک نخ سیگار رو فیلتر کردن تا به همه ثابت بشه سیگار برای سلامتی مضره!
اما من به سلامتی کنت وینستون مارلبرو و بهمن سویسی یک نخ سیگار دو رو راه انداختم تا بگم به آخرین خواسته یک اعدامی باید احترام گذاشت.
خوش اومدید...خاکه سیگار رو روی موکت نریزید!!!

نوشته های پیشین
مرداد 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
آرشیو موضوعی
طنز
شخصی
سیاسی
اجتماعی
فرهنگی
تاریخ
تحلیل
اخبار
از سایتهای دیگر
پیوندها
یک نخ سیگار در مسابقه وبلاگها
روزمرگیهای من
دلتنگیهای کسی شبیه خودم
آنچه اصل است از دیده پنهان است
مشقهای من
خاطرات یک تدوینگر
روزگار ایران
یک دختر جوان
سایه جنون
سینمای نوین
اصلاح طلبان خوزستان
وبلاگ خبری
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
* ایران آزاد*
این آوای من است
سمیرامیس
پویاهه
شرجی
بوف کور
*من وتو،درخت وبارون*
من وپالمال
من از نهایت شب حرف می زنم
من حرف دارم
خیابان از تو گذشته بود
دانشجویان پیام نور گناوه
سیاسی خبری تحلیلی
مسافر صحرا
*نوشته*
نبضهای بی ستاره
تاریکخانه
ایران پرس
*میرزا بنویس*
تیرخلاص
کاش می شد بیایی
اقتدار ملی
بالاخونه
*گوشه ی دل*
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM